ما را از شیطان نجات بده
سلام دوستای گلم...عزیزای دلم...خوبین؟...خیلی خوب...ارباب حلقه ها رو که دیدین احتمال زیاد...اگه دیده باشین حتمنه حتمنه حتما با یه شخصیت خیلی عجیب غریب و بامزه حتما آشنا هستین دیگه...این شخصیته رو که من از بقیه شخصیتای ارباب حلقه ها بیشتر ازش خوشم میاد...اسمیگل...همون گابلین که حلقه دست اون بود بعدش افتاد دست هابیتها و بقیه ماجرا...طبق داستان فیلم حلقه یه جادویی داشت که همه رو تسخیر خودش میکرد ..یعنی طرف باید خیلی روح قوی میداشت که بتونه وسوسه حلقه شیطانی رو از خودش دور کنه...حالا من کاری با یارو حلقه ندارم...درباره اسمیگل میخام حرف بزنم...خوب...ایشون تسخیر جادوی حلقه شده بود...اون عاشوق حلقه شده بود ...اون همیشه و توی تمام داستان فیلم میخواست حلقه رو بدست بیاره ...حلقه هدف اون بود...اون بخاطر هدفش دنبال صاحب حلقه راه افتاد ..با هیولاها و غولا و جادوگرا روبرو میشد...بارها و بارها گرفتار خطر میشد...یعنی یه بار گیر افتاده بود وسط چندین تا سرباز ...بیچاره تا میخورد زدنش...من خیلی دلم براش سوخت...خوب..ولی بازم از هدفش دست برنمیداشت و هرجا حلقه میرفت اونم میرفت...خوب...من اول ظاهر زشت و خنده دار اسمیگل رو میدیدم ...وختی فیلم اونو نشون میداد همش منتظر بودم زود صحنه فیلم بیفته روی بقیه شخصیتا..مثل غولا...دیوها...فرشته ها..آدما...چون یه موجود لاغر ضعیف زشت کچل چیز جالبی برام نداشت...ولی بعدش فهمیدم شخصیت اصلیه فیلم همین اسمیگل خودمونه....اون تا آخرین لحظه دنبال این بود هرجور شده حلقه رو بدست بیاره...خوب...درواقع چیزی که باعث شده بود یه موجود ضعیف مردنیه زشت و ترسو اینهمه از توی چیزای ترسناک بگذره و رد بشه ...هدفش..بود...هدف اسمیگل اونو قوی کرده بود...آخرشم وختی که فورودو از وسوسه حلقه شکست خورد و نمیخواست اونو توی مذاب بندازه اسمیگل حمله کرد و با دندون انگشت فورودو رو کند و حلقه رو بدست آورد ...ولی با حلقه توی مذاب افتاد و سوخت...در حقیقت اسمیگل حلقه رو نابود کرد...فورودو یا همون قهرمان داستان در آخرین لحظه شکست خورده بود...حالا بنظر شما قهرمان واقعیه فیلم ارباب حلقه ها کیه؟...خوب...امیدوارم همه هدفهای خوب و مفید و سازنده و خداپسندانه داشته باشن و دنبال هدفشون برن...خوب...و ایستاده بود همچنان خیره در خورشید...پادشاهی که هیچ قلمرویی نداشت....هانی هستم...

حالا اونایی که با نقاشیای اژدهای چینی آشنایی دارن این ترول رو خوب درک میکنن...مرسی
برچسب:
نویسنده: پرهام رادمنش