به نام آنکه هرچه می آفریند زیباست
یعنی اصلا زمین نمیزاشته پاشو....
سلام دوستای گلم...عزیزای دلم...خوبین؟...خوشین؟...سلامتین؟...خیلی خوب...بچه ها اگه بین حیوونا سگ از همشون وفادارتره و بهتر با آدم دوست میشه از بین پرنده ها..بلبل..از همه وفادارتره و با آدم دوست میشه...جدی جدی عاشق میشه و دیونه اطرافیانشه...بلبل یه پرنده گرمسیریه و بنابراین توی شهر ما زیاد پیدامیشه...یه پرنده بسیار بامزه و دوست داشتنیه که اگه خونواده ای یه دونه داشته باشن همشون بلبل رو یکی از اعضای خونواده خودشون میدونن...بلبل یه نوع شخصیت انسانی داره و کاملا شرایط محیط رو درک میکنه...حالا خاطره من...یعنی مال من نیس...همسایه بغلیمون ..داداش جان وحید...یه بلبل دارن...حدود سه سالشه...از وختی خیلی جوجه بوده آوردن بزرگش کردن...مثلا وختی میرن مهمونی که چند روز طول میکشه میزارنش خونه ما...وای که چقد دوسش دارم...بلی..(boli)...اسمشو گذاشتم...خودمونیه همون بلبل هستش...خیلی شیکموئه...وای خدا...خیلی دوسش دارم..یعنی هممون دوسش داریم...حالا یکی از بامزه بازیاشو براتون تعریف میکنم...از زبون من نیست..داداش جان وحید تعریف کرده...خوب...یه روز میبینن که این boli...همش یه پاش بالا بوده جمع بوده زیر بدنش...آخه پرنده ها همشون موقه استراحت یه پاشونو جمع میکنن زیر بدنشون...ولی این کار boli...یه کم غیرعادی بوده...خوب..یعنی اصلا زمین نمیزاشته پاشو...وحید میگه...وختی می خواسته ازین میله بپره اون میله بازم یه پایی می پریده...وحید میگه نگرانش شدیم...غذایی که دوس داشته براش گذاشتیم همینجوری مظلوم نیگاش کرده ولی نخورده...قند...قند خیلی دوس داره...و همینطور انواع سبزیجات...دیونه این دو غذا هستن بلبل ها...هی سوت زدیم براش...دورش جمع شدیم هیچی حالش عوض نشده و ساکت فقط نیگامون کرده...نگرانش شدیم..یعنی پاش چش شده...پشه زدشه؟...سرما خورده؟...مریضی گرفته؟...پاش شکسته؟...خلاصه...وحید میگه دیگه خواستیم ببریمش دامپزشکی...خوب..میگه ظهر که رفتم تو حیاط بلبل حواسش به من نبوده و داشته غذا میخورده و بپر بپر میکرده و خوش میگذرونده کلا...پیش خودم گفتم اینکه داشت میمرد...چطورشد خوب شد...میگه این بلبل خیرندیده تا برگشته منو دیده..زود نشسته رو میله یه پاشو جمع کرده زیربدنش باز خودشو مظلوم گرفته...وحید میگه اینقده به این بلبل خندیدم که نگو...این نیم وجبی همه مارو فیلم کرده بوده داشته سرکار میزاشتمون...اصلا هیچیش نبوده...خوب...تموم شد...من و این boli..خیلی با هم رفیقیم..همیشه براش از توی حیاط خودمون سوت میزنم اونم جواب میده...اصلا صدامو که میشنوه میزنه زیر سوت...بلبل ها چندین نوع دارن..بلبل عراقی...همینا که توی استان ما هستن...دو گونه هستن..بلبل انجیر و بلبل خرما....بلبل هزار(hazar)...هم هست که کوچیکه و زشته و اهلی بشو نیست به هیچ عنوان....ولی خیلی خیلی خیلی قشنگ سوت میزنه...کلا بلبل یه پرنده بهشتی هستش...اونها معمولا بین پانزده تا بیست سال عمر میکنن...و خیلی هم شجاع هستن و پرنده ای هستن که بصورت گروهی به مارها حمله میکنن و ضربه نوک قوی دارن من امتحان کردم با boli..واقعا نوک محکمی دارن..و حس ششم قوی دارن..پنج دقیقه قبل از اومدن یکی از افراد خانواده از بیرون..متوجه میشن و شروع به زدن سوت خوشامدگویی میکنن...و این پرنده به نام ..هزاردستان و شاهزاده بلبل هم معروفه...خوب...خیلی مخلص همتون هستم...و ایستاده بود همچنان خیره در خورشید پادشاهی که هیچ قلمرویی نداشت..هانی هستم ..ادامه ترول زدم...مرسی

برچسب:
نویسنده: پرهام رادمنش