خرید بک لینک

ما را از شیطان نجات بده..مرسی

دوسه تا اسکناس داغون داخلش بود با چندتا سکه که باهاشون بازی میکنه...

سلام دوستای گلم...عزیزای دلم...چه خبر؟...چه خطر؟...خوبین؟...خوب...داشتم با عمومش ناصر حرف میزدم..(به منه عاجز کمک کنین..علیلم ذلیلم..بدبختم)...ولی عموناصر فقط میخندید...هیچی..رفتم پیش عموجان...(آقا..آقا...تو روخدا...تو رو به مکه ای که رفتین...بچه صغیر دارم...عیال وارم)...گفت(هانی دیشب بهت پول دادم فک نکنم الان احتیاج داشته باشی...بزار بعدن بهت میدم)...منم باشه....رفتم سراغ داداش جان مانی...گفتمش(آقا من گشنمه ..زن و بچه هام سه روزه غذای درست حسابی نخوردن..تو رو جون عزیزت یه کمکی به منه بدبخت بکن...تو رو خخخدا)...یه کم نیگام کرد گفت..(فعلا هرچی پول تو جیبته بده من...زود باش ..پولام کمه میخام برم بیرون)..د بیا...اگه بمونم اینجا خودمو هم میگیره کارگری..ولش کن بابا نخواستیم...خوب...مامان خاله هم که خونه نبود...زنعموجان هم که حرفشو نزن..به اینجور حرفا حساسیت داره...مونده خواهرجان پدیا...رفتم پیشش...(دختر خوب..دختر قشنگ...ببین..من گشنمه..پول ندارم...)..گفت(گاو تو که الان داشتی غذا میخوردی)..گفتمش(من؟...مطمئنی؟...نه من نبودم..من هیچی پول ندارم)...گفت(هیچی پول نداری؟)..گفتمش(نه عزیزم ندارم..هیچی پول ندارم ..بهم پول کمک کن)...آخی قربونش برم...رفت اون کیفشو باز کرد..وای خدااااا...دو سه تا اسکناس داغون داخلش بود با چندتا سکه که باهاشون بازی میکنه...آورد دادشون به من...گفتمش (وای عزیزم ...اینا رو نگه دار واسه خودت اینا لازم خودت میشه عزیزم)...گفت(تو که ولی پول نداری)...گفتمش(برو از مادرجان بگیر)...اونم رفت سراغ زنعموجان....بعد چند دقیقه جیغ زنعمو جان بلند شد...(مرگ بگیری هانییییییی...این حرفا چیه یاد این بچه میدیییییییی؟؟....من میدونم اینا رو از اینترنت گور به گور شده یاد میگیریییییییی)...وای وای وای...بهتره برم بیرون یه کم بازی کنم تا شرایط آروم بشه....خوب...بچه ها خیلی آدم توی دنیا هست که فقیر هستن..یعنی بدشانسی آوردن که اینجوری شدن....هرکسی که الان حتی اوضاعش خوبه ..بهتره به آدمهای محتاج تا اونجا که میتونه کمک کنه...چون ممکنه خدانکرده یه روزی اونم دچار فقر بشه....ولی من همیشه میگم گدایی دیگه آخرین راه حل برای پاسخگویی به مشکلاته....البته آدم دقیق نمیدونه کدوم فقیر واقعا فقیره و یا نیست..تشخیصش سخت شده...ولی عموجانم میگه آدم بهتره به همه گداها یا فقرا کمک کنه....خوب...بچه ها هیچوقت به انسانهای فقیر آدم بهتره که بی احترامی نکنه...ممکنه اون گدا از نظر شخصیتی و دانایی از خیلیا بهتر باشه....ممکنه اون گدا یا فقیر در آینده خیلی خیلی پولدار بشه ایشالله...و یا برعکس...به انسانهای پولدار هیچوقت بیش از حد احترام نزارین..در حد عادی باید باشه این احترام....چون ارزش آدما واقعا به پولشون نیست...حالا..اگه این نوشته من رو شخص پولداری میخونه ..بهش میگم...(سلام دوست من...من میدونم شما بصورت مخفیانه به فقرا کمک میکنین..آفرین..ولی ازتون خواهش میکنم بعضی وقتها این کار رو جلوی دیگران انجام بدین تا این کار خداپسندانه تبلیغ بشه...ممنون)....خوب...ادامه که زدم...دوستون دارم...و ایستاده بود همچنان خیره در خورشید ..پادشاهی که هیچ قلمرویی نداشت...هانی هستم...مرسی

برچسب: نویسنده: پرهام رادمنش تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 5:52

صفحه بندی