خرید بک لینک

به نام خدایی که فقط یکیست نه بیشتر

سلام دوستای عزیزم....میخوام براتون از یک مرد بزرگ ...یک مرد خیلی بزرگ...اصلا بزرگترین مرد تاریخ حرف بزنم....حضرت محمد مصطفی علیهه سلام....خوب...از دوران پیامبری این مرد بی همتا که خیلی گفته شده...پس بهتره من چیزی نگم...بیشتر دوس دارم از یه قسمتی از زندگی این مرد بگم که برای من خییییلی جالبه....هرچند حضرت محمد از همون اول تولدشون دنیا رو تکون دادن ولی تا قبل از چهل سالگی که پیامبر نبودن....حالا میخام یه کوچولو از دورانی بگم که هنوز پیامبر نبودن...ایشون قبل از پیامبری یکتاپرست بودن و به شدت خداشناس و البته زحمتکش...بخدا این مرد بزرگ کارگری کرده....زحمت کشیده...عرق ریخته....خوب...غار حرا رو که حتما میشناسین...محلی بوده که ایشون زیاد اونجا میرفتن برای عبادت با خدای عزیز...فکرشو بکن...شبه شب باشه توی اون تاریکی یه نفر پاشه بزنه به کوه و خودشو برسونه به یه غار کوچیک...اصلنم نترسه....واقعا مرد میخاد اینکار...منکه جرئت همچین کاری ندارم...بخدا جای تاریک باشم از ترس قرآن ختم میکنم تا نجات بیابم...خوب...بازم این حرف اصلیم درمورد ایشون نیست....الان میگم...ایشون قبل از اینکه پیامبر بشن عضو یه گروهی به نام...پیمان جوانمردان...همشون شمشیرزن و قدرتمند بودن...مخصوصا حضرت محمد...حالا کارشون چی بوده...خوب...کارشون این بوده که هرجا صدای یه مظلومی بلند میشده که کمک میخواسته اعضای این گروه میرفتن و به اون شخص کمک میکردن و حق ظالم رو میزاشتن کف دستش...دمشون گرم...یعنی زمانی که نه خبری از زورو بوده نه بتمن نه رابین هود....حضرت محمد و دوستای خوبش همیشه برای کمک به مردم آماده بودن ولی با رعایت حدود الهی....چون ایشون خدا رو میشناختن....من این قسمت از زندگی حضرت محمد علیهه سلام رو خیلی دوس دارم....خوب...دوستای خوبم وقتی که حضرت محمد با شنیدن صدای کمک خواستن یه نفر بلافاصله و بدون هیچ ترسی به کمک اون میرفتن سالها قبل تر از زمانی بود که نوه ایشون حضرت امام حسین علیهه سلام برای اثبات دینداری و عدالتخواهی مردم دنیا توی صحرای کربلا گفتن..آیا کسی نیست مرا یاری کند؟...و...کسی برای کمک به ایشون نرفت....خوب...موفق باشید

برچسب: نویسنده: پرهام رادمنش تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 9:28

صفحه بندی