ما را از شیطان نجات بده
سلام دوستای گلم...عزیزای خوشکلم...خوبین؟...خوب...میتونستم با یه ترول سروتهه قضیه رو هم بیارم...میتونستم اصلا امروز آپ نکنم...ولی راستش به ذهنم رسید ایندفه درباره یکی از حالتهای اذیت کننده ای که بعضی وختا برام پیش میاد براتون حرف بزنم...من تقریبا هر روز برام یه اتفاق خنده دار میفته...کم پیش میاد که توی زندگی من یه روز معمولی داشته باشم...یعنی اتفاقای ناراحت هم میفته هاااا...ولی بیشتر خنده دارن اتفاقایی که برای من میفته...منم همیشه دوس دارم براتون اون خاطره ها یا اتفاقا رو بگم ولی نمیدونم چرا بعضی روزا مثل امروز کلا ذهنم قفل میشه...هرچی فکر میکنم چیزی یادم نمیاد...یه ترانه جدید هم میخام بخونم ..ولی آهنگ خالی یه کم مشکل داره..یعنی قسمتی که آواز روی اون سوار میشه صداش کمه...ولی یه کاریش میکنم....خوب...دیشب یه اتفاق جالب برام افتاد ولی هرچی فکر میکنم یادم نمیاد...ولی قول میدم یادم بیاد و جمعه شب ...یعنی فردا شب براتون مینویسم...نمیدونم چی بود ولی خیلی خیلی قشنگ بود...خوب...داشتم میگفتم...اصلا من ترولها رو برای این درست کردم که اگه یه موقه چیزی نیومد ذهنم یه دونه بزنم وبلاگ...همین...من از وقتی اینجا مینویسم یه حس خوب دارم...یعنی وختی شما میایین و وبلاگ منو میبینین خودبخود یه حس خوب از شما میاد برای من...وقتی اینهمه حس خوب از اینهمه دوست خوب برای من میاد نمیدونین چقد دلم باز میشه....کاش میتونستم همیشه براتون حرف بزنم ...ولی اصلا حافظه خوبی ندارم....همه چی یادم میره...یعنی نه همه چی.....خیلی چیزا...ولی کلا مخلص همتون هستم...خوب...ادامه زدم.........هانی هستم....مرسی

برچسب: مرا به یاد آر,مرا به یاد آر ادامه صدای عشق,مرا به یاد آر 98ia,مرا به یاد آر 3,آهنگ مرا به یاد آر,مرا به ياد ار,مرا به یاد ار رمان,رمان مرا به ياد آر,دانلودرمان مرا به یاد آر,رمان مرا به یاد آر pdf,
نویسنده: پرهام رادمنش